#سنگین_متن3

#سنگین_متن۳

از درد بنویسم؟

درد من دیگر نامی ندارد

نه می‌سوزاند

نه فریاد می‌کشد

فقط هست

مثل سایه‌ای که از تن جدا نمی‌شود

چراغی در این خانه روشن نیست

و آنکه روزی روشنی بود

اکنون

چیزی شبیه به خاطره‌ای دور است

که حتی گرمایش هم به من نمی‌رسد

در آینه‌ای ترک‌خورده

که به راهرویی خاموش ختم می‌شود

دیگر خودم را نمی‌بینم

تنها…

28
پایان