ایران تنها تیم جام بود که سه تا گل زد ولی هواداراش پنج بار شادی کردن💔
@ali
من همونم که یهروز میخواستم دریا بشم...!
ایران تنها تیم جام بود که سه تا گل زد ولی هواداراش پنج بار شادی کردن💔
یکی دو روزه نتیجهی درست که هیچ، حتی برنده بازندهها رم نمیتونم درست پیشبینی کنم. یا تیمها خیلی فنی شدن، یا مغز من معاینهفنی نیاز داره.
میگن فرهنگ ایران و پرتغال تا حدی شبیه به همه. مثلاً اینجوریه که الان رونالدو زنگ میزنه به مادرش میگه مامان دوتا گل زدم و مادرش میگه آفرین پسرم، مسی چندتا زد؟
ولی تا اینجای کار ترسناکترین صحنهی جام اونجا بود که سید حسین حسینی داشت خودشو گرم میکرد تا برای تعویض احتمالی آماده بشه...☠️
بالاخره مسئولای کشور هم به لفظ "عمو ترامپ" ایمان آوردن. الان منتظرن "عمو ترامپ" تحریمهای نفتی و پتروشیمی رو تعلیق کنه و علیالحساب ۱۲ میلیارد دلار بزنه به حساب تا بعد که انشاءالله مناسبتی عیدی چیزی بشه همه تحریما رو یهجا برداره و بیاد واسهمون بازسازی انجام بده... :)))
نعل وارون و کلید فتح از یک آهن است
تن به طوفان میدهم تا ساحلی پیدا شود
گر کند غربال صد ره دورِ گردون خاک را
نیست ممکن همچو من بیحاصلی پیدا شود
رتبهٔ گفتار ما و طوطی شیرین زبان
میشود معلوم اگر روشندلی پیدا شود
تخم در هر شورهزاری ریختن بیحاصل است
صبر دارم تا زمین قابلی پیدا شود
هیچ قفلی نیست نگشاید به آه…
حمید هیرادِ عزیز هم بعد از فوتش ترندِ اینستا شد و اکسپلور رو قبضه کرد؛ آره، همون که وقتی زنده بود میگفتن شعردزده، صداش دستگاهیه و حتی دروغ میگه که سرطان خون داره، حتی یادمه این اواخر یکی تو دایرکت براش نوشته بود: «تو قرار نبود بمیری؟!» :))))
اینجا آدما واسه دوست داشتنِ کسی مرگش رو لازم دارن.
خسته…
این عکس رو دیدم و یاد روزایی افتادم که خرگوش نگه میداشتم و تعدادشون زیاد شده بود. چندتاشون رو واگذار کردم.
یه روز تلفن زنگ زد:
ـ بازم خرگوش دارید؟
ـ بله.
ـ قبلیه خیلی خوشمزه بود، یکی دیگه هم میخوام...!
🙂

توی کابوس دیدن به درجهای از عرفان رسیدم که وسطش از عوامل آزارگر یه وقتِ ریز میخرم و از همون فرصت برای باز کردن چشمهام و بیدار شدن استفاده میکنم؛ همیشه هم میترسم دفعهی بعد، کابوس بابت فرارِ دفعهی قبل ازم انتقام بگیره!
یه سکانس از «Better Call Saul» هست که مرزِ تبدیل «جیمی مکگیل» به «سال گودمن» رو نشون میده؛
همون لحظهای که یه وکیل دلسوز، داره تبدیل میشه به یه شیادِ تمامعیار و حتی خودش هم این دگردیسی رو میفهمه.
من از یه جایی به بعد، انگار همون سکانسم...
زندگیم شده بندبازی روی یه طنابِ باریک، بین عشق و نفرت، بخش…
دیشب با دوتا از دوستای همکلاسی دانشگاه رفتیم گیمنت. اغلب اینجوری بود که هردوشون گوشیبهدست و با نیشِ باز مشغول چت کردن با یار بودن و من دستهبهدست و با نگاه دقیق، مشغول چینشِ سیستم ۴-۴-۲ لوزی برای پاریسنژرمن؛ اونا تو این فکر که چجوری خودشونو بیشتر تو دلِ دلبر جا کنن و من تو این فکر که خویچا کو…
سریال The Pitt (چاله) بدون شک یکی از بهترین سریالهاییه که تا حالا دیدم. خوشحالم بعد از اینکه چاله توی ذهنم کنار آثاری مثل Better Call Saul و Breaking Bad به یه اثر موندگار تبدیل شد، تونست اونطور که شایستهش بود دیده بشه؛ از بردن جایزه اِمی بهترین سریال درام ۲۰۲۵ گرفته تا جوایز بهترین بازیگر نقش ا…
«علی» فقط یک نام نیست…
نه، حتی زیباترین اسمِ جهان هم نیست؛
«علی» را نمیشود در مرزِ واژهها محصور کرد.
«علی» فراتر از جهان است،
فراتر از آدمها،
فراتر از هر آنچه دیده و فهمیده میشود.
«علی» امتدادِ بیانتهاست،
نَفَسی از جنسِ نور،
حقیقتی که در هیچ قالبی نمیگنجد.
و چه سخت است
در چند واژه،
از نامی نوشت
که خودش نا…