هر کجا دردی، دوا آنجا رود
هر کجا فقری، نوا آنجا رود
هر کجا مشکل جواب آنجا رود
هر کجا کشتیست، آب آنجا رود
آب کم جو، تشنگی آور بهدست
تا بجوشد آب از بالا و پست
تا نزاید طفلک ِ نازکگلو
کی روان گردد ز پستان شیر او؟
رو بدین بالا و پستیها بدو
تا شوی تشنه و حرارت را گرو
بعد از آن از بانگ زنبور هوا
بانگ آب جو بنوشی ای کیا
حاجت تو کم نباشد از حشیش
آب را گیری سوی او میکشیش
گوش گیری آب را تو میکشی
سوی زرع خشک تا یابد خوشی
زرع جان را کهش جواهر مضمرست
ابر رحمت پر ز آب کوثرست
تا «سقاهم ربهم» آید خطاب
تشنه باش، الله اعلم بالصواب
