در سال ۱۹۰۲ به دنیا آمدم،
هرگز دوباره به زادگاهم باز نگشتم،
عقبگرد را دوست ندارم ...
از چهارده سالگیام شعر گفتم.
عدهای از مردم گیاهان را میشناسند،
گروهی ماهیها را،
و گروهی سایر موجودات را،
من ... جداییها را.
برخی نام ستارهها را از بر میدانند،
و من نام حسرتها را .
هم در زندانهای بزرگ خفتم ، هم در هتلهای بزرگ
در سی سالگی میخواستند مرا به دار بیاویزند
در چهل وهشت سالگی نامزد دریافت جایزهی صلح شدم ...
