می‌دونم البته چرا. یعنی یه حدس‌هایی دارم. نقش‌های سنتی در جامعه‌ی امروز -اون هم طی مدت نسبتاً کوتاهی- متزلزل شدن. کسایی که خودشونو با اون نقش‌ها تعریف می‌کردن (به لحاظ فرهنگی و خونوادگی)، حس می‌کنن خودشونو گم کردن. ولی بنظرم الکی آبسشن زیادی دارید با این موضوع. برای هر مردی با هر مدلی، و هر زنی با هر مدلی، دوستانی پیدا میشن که همون‌جوری که هست ازش خوششون بیاد، و همسری که همون‌جوری که هست رو دوست داشته باشه. بیخود به خودتون فشار میارید که شبیه یه سری استریوتایپ بشید، آخر هم میشید مثل اون پرنده‌هه که راه رفتن خودشم یادش رفت. در اصالت و خود بودن زیبایی‌ای هست که در هیچ کمال موهومی نیست. راحت باشید. وقتی راحت هستید، مطبوع‌ترید.

@sah

چرا بعضی مردها دائم درگیر اینن که مردتر باشن، مردانگی درست رو پیدا کنن و قس علی هذا؟

مردی دیگه برادر من، زندگیتو بکن، ازش لذت ببر.

73

به نظر من دوست پیدا کردن و همسر پیدا کردن اونطور که طرف هست اونقدرا ساده و حتی شاید ممکن نیست برای عموم. مردتر شدن و زن‌تر شدن مثل مطلوب‌تر شدن به طور کلی می‌تونه باشه. شانس پذیرفته شدن رو بیشتر کنه.

شاید بشه اینطوری فکر کرد که مثلا تو دهه‌ی سوم این تلاش برای مردتر شدن و زن‌تر شدن اوکی‌تر باشه، و هر چی سن می‌گذره آدم بیشتر به سمت پیدا کردن مدل خودش بره.

9
sah
@sah

۴ روز پیش

اون قسمتی که گفتی تو دهه‌ی سوم اوکی‌تره، موافقم. منم تصورم اینه که این یه مساله‌ی هویتیه که یه جایی بین نوجوانی و جوانی ظهور می‌کنه برای بعضیا (برای بعضیا هم یه کم دیرتر) و خب مثل تمام مسائل هویتی دیگه معمولاً پیکش تو همین دهه‌ی ۲۰-۳۰ـه.

4
1 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول