بابا از ماشین پیاده شد و رفت مغازه اونطرف خیابون. ۲۰ دقیقه طول کشید تا بیاد. کلید روی ماشین بود، استارت زدم و راه افتادیم. تا بابا اومد، ۲ بار اون راه رفت و برگشت رو با دور یه فرمونه رفتیم و اومدیم. تا از مغازه اومد، دید ماشینش اونور خیابون نیست و براش بوق زدم که اومدیم اینطرف و پشتش به ما بود. غافلگیر شده بود :)
