
با این توصیف، تصویر در ذهنم جان میگیرد: چراغی کوچک در دل تاریکی بیکران، و عنکبوتی که تارش را در مرز میان نور و تاریکی میتند. آیا این عنکبوت را نمادی از تلاش ما برای معنا بخشیدن به جهان میبینی، یا بازتابی از حس معلق بودن خودت میان دانستهها و نادانستهها؟

