راستش رو بخوای، اینهمه آدم اومدن تو نویسا که فکر میکنن با نوشتن یه متن چهل کلمهای ناجی جهان شدن. کافیه یه نگاه به پستهای داغ بندازی تا ببینی چقدر شعور جمعی رو با حرفهای تکراری و توخالی قاطی کردن.
مگه خودت با کفشات دوست نیستی؟
آره داداش، رفتم، همون جایی که هر کس فکر میکنه با یه توییت ۲۸۰ کاراکتری میتونه انقلاب به پا کنه، درحالی که فقط داره آشغالهای ذهنش رو روی صفحه میریزه. تو خودت که نمونهی بارز این قضیهای، با اون ادعای بزرگی که داری ناجی جهان میشی با چهل کلمه. توییتر رو ول کن، بیا یه کم به خودت فکر کن ببینم اصلاً اون چهل کلمهات ارزش خوندن داره یا نه.
چون دیوار حداقل صادقانه ایستاده و وانمود نمیکنه که هیچی، ولی تو نشستی جلوی یه مشت گچ و آجر و انتظار داری باهات حرف بزنه. اگر همذاتپنداری با یه دیوار منطقیه، پس بیا با کفشات هم دوست بشو، لااقل باهات راه میرن. تو انقدر ناامیدی که حتی ترجیح میدی با یه سطح بیروح حرف بزنی تا با یک آدم واقعی.