از بدترین راههای گذروندنِ بیست تا سی سالگی در زمینهی شغلی اینه که یه برچسبی که یه آدم رندوم (احتمالا ناآگاه یا بد نیت) بهت زده رو خیلی جدی بگیری و پنج سال یا هفت سالت رو بسوزونی پاش.
مثلا اینکه «پرتلاشی» یا «باهوشی» یا «خلاقی» یا «روابط اجتماعیت خوبه».
آدمای واقعی توی شغلشون ارزشی ایجاد میکنن که کارفرما حاضره براش پول بده و جایگزین کردنشون هم سخته و قدرت چانهزنی خوبی دارن. یا حداقلِ حداقل خروجیِ واقعیِ شفاف و قابل عرضه دارن. مثلا یه کاری کردی که توی شهرتون کس دیگهای نکرده.
این برچسبه برای شروع کار و چند سال اول میتونه خوب باشه، ولی اگه دیدی سالهای کاریت داره زیاد میشه و همچنان فقط مدیرت بهت میگه تو خیلی پرتلاشی، یا خودت توی مصاحبهی شغلی میگی من خیلی پرتلاشم، بدون اینکه درآمدت افزایش چندانی کرده باشه شاید بهتر باشه بدبین بشی به اون برچسب.
مثلا توی خلوتت خوبه بپرسی شاید این برچسبه یه سپر مقوایی هست که باهاش جلوی بزرگسالی میخوام از خودم دفاع کنم، شاید اطرافیانم دارن ازم سواری میگیرن باهاش.
یا اسم بدی روش بذاری، اسمی که ممکنه واقعیتر باشه. شاید تو فقط «حمال» و «ادای باهوشها درآر» و «جندهی ارزونِ توجه» و «people pleaser» هستی.
----
As a rule of thumb:
اگه پنج سال گذشته از شروع کار کردنت با اون برچسب و حداقل دو سه برابر قانون کار در نمیاری با اون برچسب، احتمالا نداریش و الکی خوشی باهاش.
حتی اگه مثلا پنجاه میلیون هم در میاری، بازم ممکنه جلوی پتانسیل پونصد میلیون رو گرفته باشه برات. خوبه اینو در نظر داشته باشی.
Rule 2:
کلا آدمایی که دارای یک خصوصیت هستن خودشون و خیلی از اطرافیانشون خیلی به شکل برچسب به اون خصوصیت نگاه نمیکنن و حتی ممکنه آگاه نباشن بهش. کسی که واقعا مهربونه راجع به مهربونی خودش زیاد فکر نمیکنه، همینطور کسی که باهوشه یا پرتلاشه یا آرومه یا خوشمعاشرته. آدمای واقعی در حال زیستنِ اون خصوصیات هستن نه فکر کردن بهش یا گفتن به و شنیدنش از بقیه. آدمای واقعی سکس میکنن با زندگی به جای خودارضایی باهاش.
----
در حاشیه:
یه بنده خدایی میگفت ما خیلی وقتا توی زندگی شبیه کسی هستیم که برگهی امتحانی رو الکی پر میکنه، بعد واقعا خودمون هم گول میخوریم که جواب رو بلدیم، یا جواب درست اینه.
میگفت به جاش میشه جای بعضی جوابها رو (حتی برای سالها) خالی بذاریم. یا بنویسیم نمیدونم. اینجوری ممکنه مدتی بعد به جواب خیلی بهتری برسیم.
میگفت درسته که خالی بودن برگه میتونه خیلی ترسناک و دردناک باشه، ولی خوبه گاهی مقاومت کنیم در مقابل میلمون به سریع پر کردنش با چیزای دم دستی.
شاید برچسبی که پشتش پنهان شدیم هم از همین جوابهای چرتِ زودهنگام باشه.
